سلام. خوبید شما؟
همانطور که مشاهده می نمایید (بابا ادب)این جا فیک می ذاریم والبته چیز هایی دیگه .اگه وبمون یه جوری بود و فل/فل/ی خور. مقصر یگانه است که معرف حضور همه است .خوره کامپیوتر و نت (نامرد قلمش خوبه) .از اونجایی که من رفیق شفیقشم(کل هم شانس یختی) و خیر سرم دوره وب نویسی رو دیدم مدیر دوم منم .(همیشه بهم ظلم میشه).البته نمیشه انکار کرد که نفوذ اونو اگه فشفشه داشت بمب اتم بود!ماشاالله اسمش همه جا هست مثل ویروس میمونه(سوری سوری منو ننداز بیرون گناه دارم).منم که.یه فرشته بودم اومدم زمین(خوشبختانه با صورت سقوط نکردم)حداقلش اینکه دستم تنده وگاهیم دست به قلم می برم ولی تخصصم شعر و ترانه است (دختر بندر جونم ..بیا). خب سابقه داریم و این چندمین وب کره ایمونه.خلاصه بگم یه روز دیدم یگانه بعد خوندن هزارمین فیکش با نت من مشکوک میزنه!

از اونجایی که خطرناکه رفتم چکش کنم دیدم شدیدا مشغوله


و بعد دقیقه ها بدون خوردن! رفت اتاق فکر ومن که میدونستم حالا حالا ها نمیاد رفتم سر دفترش (فکر نکنید فضولما)وبعد اینجوری شدم


اون یه فیک نوشته بود که معرکه بود (چیزی فراتر معرکه)من اصلا باورم نمیشد کار اولش باشه با اینکه میدونستم رئیس انجمن نقادای...یه
و حالا مدت ها از اون زمان میگذره ومن به یه نتیجه ای رسیدم


باید یه وب داستانی بازکنیم!(هر چند ماه یکبار اینجوری میشم عادیه)
 
حالا شما برین جدول داستانا رو نگاه کنید و از موضوعات انتخابشون کنید
شدیدا هم نویسنده می پذیریم توی نظرات همین پست درخواست بدین.داستان سفارشی هم از هر گروهی پذیرفته میشه.
منم برم اون مگس مزاحمی که شبیه مدیر وبه داره اطراف لپ نابم سرک میکشه بکشم. سارانگهههههههههههههههههههههههههههه


جدول داستان های بلند

 نام داستان نام نویسنده گروه ژانر زمان تایپ وضعیت داستان
دارم دیوونه میشم لطفا دوستم داشته باش یگانه suju +
مهمانان ویژه
درام،جنایی،عاشقانه و انسی+18هر دو هفته یکبار در حال تایپ 
بازی عشق،عشق بازی یگانه،نگار،مریم bts+
مهمانان ویژه
طنز،عاشقانه،زندگی دبیرستانی هرده روز درحال تایپ 
ارزومو پس بده یگانه shinee طنز،تخیلی وانسی +15هر اخر هفته در حال تایپ 
ناخواسته نگار mblaq +
سورپرایز
 طنز هر اخر هفته در حال تایپ 


جدول تک شاتی ها وچند شاتی ها

 نام داستان نام نویسنده گروه ژانر وضعیت انتشار لینک داستان
منیجر قلب منیگانه suju طنز،عاشقانه و انسی+15 کاملتک شات 
 فروشگاهیگانه shinee طنزکامل تک شات 
 خاطرات جونیگانه u kiss  طنز،براساس واقعیتکامل تک شات 
 خواب عجیبیگانه bts  طنزوانسی+17کامل
 اگه بچه ی خوبی باشی می ذارم ماهی هارو ببینی! یگانه sujuطنزوعاشقانه  کاملتک شات
 
24 ساعت عاشقی


 یگانه B*y friend
 درام وکمدی
 کاملتک شات
      
      



طبقه بندی: اطلاعیه،

تاریخ : سه شنبه 4 فروردین 1394 | 09:46 ب.ظ | نویسنده : Negar | نظرات
بازم تروللللللللللل
ابتدا بازگشت بی ای پی رو بعد روز ها به بیبی ها تبریک میگم (از جمله خودم)
بله بی ای پی کامبک نداده منتها به کمپانی بر گشته و دوباره سر کار رفتن (جمله ایهام داشت) همونطور که خبر دارین پارسال اعضای bap  از کمپانیشون شکایت کردن و دادگاه و دادگاه کشی . طبق معمولم زمان قرار دادشون طولانی بود و برای فسخ باید هزینه ی گزافی رو می پرداختن . ts اینترتیمنت هم خودشو قشنگ به کوچه علی چپ زد که اوا اینا چرا ناراضین پس اعضا مجبور شدن تا نتیجه دادگاه از فعالیت ها شون دست بکشن .( یعنی دلم واسه زلو سوخت اون تیکه که تو میگه ما اگه بخوایم برای خودمون 2 دست لباس بگیریم باید از خوانواده ها مون قرض کنیم )
خلاصه با این وضع دستمزد بیبی های بسیار مثبت اندیش فکر می کردن که حداکثر کل گروه باهم میرن یک کمپانی دیگه که کم پیش میاد شایعات مبتنی بر پوکیدن گروه رو که دیگه نگو .اما در اواسط مرداد بی ای پی و کمپانی با هم دست دوستی دادن .و کمپانی بیانیه ای مبنی بر بازگشت اعضا به کمپانی منتشر کرد و گفت که بهتر با اعضا و خوانوادهاشون رفتار میکنه .(رفتار ؟ پول بهشون بده )(بیانیه اشون خیلی بو دار بود ) به هر حال برگشتن و این عالیه پس

بی ای پی اصلا ادمو زجر کش نمیکنن



بدون شرح !(در وصف چهره زلو عکس های بیشماری بودن)(خودم می بو/س/مت )




بر عکس ظاهر خشنشون از طبع لطیفی برخوردارن (به خصوص جونگ اپ )(بنگ که اصلا خدایه ایگویه برای خودش )(خشنشون زلو محسوب میشه !!)


ادامه مطلب

طبقه بندی: ترول کره ای،
برچسب ها: bap، b.a.p،

تاریخ : دوشنبه 2 شهریور 1394 | 05:44 ب.ظ | نویسنده : Negar | نظرات
درود 
این قسمت اخر این چند شاته  و من افتخار دارم به جای یگانه () و به اسم یگانه ( ) این قسمت رو بزارم .
امیدوارم ازش لذت برده باشین و با نظرات اتشین خود یگانه رو بسوزونید ( دودشم به چشم ما بره راضیم همش تایپ می کنم یگانه هر از گاهی یک خودی نشون میده ) ( الکی مثلا بگین داستان یگانه چرت بود ولی چون تو عالی تایپش کردی با عشق خوندیمش ) اخ دیدی الان یگانه از فضا بر میگرده منو له میکنه شانسم نداریم خو .

با قلم رنگی نوشتم تا بدونید خود یگانه نیست با بقیه پستاش فرق میکنه . ( چقدر اخر مهربانی )

در یک کلام داستان قشنگی بود و من و یگانه از این که صبر پیشه کردین و خوندینش تشکر می کنیم و در اخر این عکس رو که خیلی دوست دارم می زارم .







ادامه مطلب

طبقه بندی: خواب عجیب (تمام شده)،
برچسب ها: bts،

تاریخ : یکشنبه 1 شهریور 1394 | 03:49 ب.ظ | نویسنده : Yeganeh | نظرات
سلام من جای یگانه اومدم و این فیکشو بالاخره گزاشتم .
بله میدونم می خواین کلمونو بکیند ولی نت نداشتیم . یگانه رو که ادم فضایی ها بردن
منم که درگیر کار و درس و شیش ضلعی عشقیم ولی از این روز به بعد تند تند اپ میکنم که تابستون رو باید بهره جست .
ایندفعه زیاد حرف نمی زنم تا زود برید ادامه فیک زیبا و قشنگ یگانه ( این قسمت فح/ش خورش ملسه ) رو بخونید .
برای یگانه هم دعا کنید از فضا برگرده زمین 
جا داره از دوستان گرام که در این غیبت کبرا مارو ول نکردن و با پیام های گرمشون تسلی بخش وجود ما بودن تشکر کنم .
پیاما نارگیلن شما هم نارگیلید این وب اصلا نارگیله ( منم اناناس یگانه میمون )
خب یگانه نیست هر چی دوست دارم به نافش می بندم اگه این هفته سر و کله اش پیدا نشد .

این شما و این  ta da its bts

خواب عجیب

 

ادامه مطلب

طبقه بندی: خواب عجیب (تمام شده)،
برچسب ها: bts،

تاریخ : سه شنبه 13 مرداد 1394 | 12:36 ب.ظ | نویسنده : Yeganeh | نظرات
اخ دلم برای ترولامون تنگ شده بود. به مناسبت کامبک تو پی ام ما هم یک سری ترول 2pm پیدکردیم که یکسری هاشو براتون می زارم (اکثرا مشکل شر/ع/ی داشتن)(خو پیداکردن عکس تو پی ام که توشون همه مثل ادم لباس تنشون باشه سخته )(نه که مابدمون میاد)

اولا اسم 2pm خیلی جای بحث داشت




این وسط از حرکات خاص 2pm ایی نمی میشه صرف نظر کرد .



و دراخر این عکسه خیلی با حال و خفن و دیگه چی بگم بود دلم نیومد نزارمش .



این داستان ادامه دارد ...

ادامه مطلب

طبقه بندی: ترول کره ای،
برچسب ها: 2pm،

تاریخ : دوشنبه 1 تیر 1394 | 02:53 ب.ظ | نویسنده : Negar | نظرات
سلام به همه کی پاپر ها ، دلیل اصلی که این پستو نوشتم یک خبر خوبه ، بهتر بگم یک ایده خوب که به ندرت جاهایه دیگه دیدم (حداقل نه اینجوریش ) چیزی که برای من به عنوان کی پاپر زیاد پیش اومده و می خوام بهش بپردازم 
خیلی ها میگن اینا صدا ندارن و فقط به خاطر کارهاشونه که معروف شدن خیلی وقت ها هم دوست دارم دوست هامو با این دنیایه شگفت انگیز اشنا کنم اما سلیقه ها فرق می کنه و اون ها ممکنه از اون سبک گروه موردعلاقم خوششون نیاد ( موقع هایی که اهنگاشونو می دییم گوش کنن و عکساشونو بهشون نشون می دیم و با علاقه زیاد ساعت ها دربارشون حرف می زنیم ) و مهم ترین چیز ما تو کره زندگی نمی کنیم و با توجه به شرایط مطلوبمون کمترین دسترسی به گروه ها ، مارکت جهانی و اصولا هر چی درباره ی کی پاپ باشه داریم و من خیلی دوست دارم اهنگ هایه گروه های مختلف رو بشنوم  و خودم درباره سطح موسیقیاییشون نظر بدم و لذت ببرم و هر هفته به اهنگ های جدید و زیبا کی پاپ گوش بدم  همین جور اگه اهنگ خوبی از گروه موردعلاقم هست و بنا به دلایلی من نمی دونم بتونم با هاش اشنا بشم چیزی که می خوام دربارش حرف بزنم  اهنگ های قشنگ  کی پاپ  در سبک های مختلفه که اگه تو اینترنت سرچ کنید فقط می تونید 10 اهنگ برتر کی پاپ که اونم هممون می دونیم رو پیدا کنید روزانه اهنگ های زیادی در طیف گسترده در این دنیاییه در حال رشد کی پاپ ساخته می شه و ساخته شده و ما درباره خیلی هاشون اطلاع نداریم پس چیزی که من خودم خیلی دوست دارم جاییه که اهنگ های زیبا و معروف کی پاپ رو بزاره و بتونیم از اون جا اون هارو دانلود و گوش کنیم برای همین من بخشی جدید در وبلاگ زدم به عنوان اهنگ هفته که در اونجا به معرفی چند اهنگ زیبا پرداخته می شه و برای دانلود در دسترس قرار می گیرن این بخش بستگی به موقعیت و درخواست شما یک تا چند بار در هفته اپ می شه و اهنگ های پیشنهادی شما در اون قرار می گیره و سعی می کنم همه مدل اهنگی توش بزارم ( از رقصی تا غمگین راک و غیره ) و همشون اهنگ هایه خوب کی پاپن (سلیقم خیلی خوبه ) امیدوارم شما ازش استقبال کنید و در این کار نظر بدبد و خوشتون بیاد منم تمام تلاشمو می کنم که شما رو با اهنگ ها ی زیبا و گروه های مختلف اشنا کنم ( باید بگم که از نظر سطح اهنگ ها و .... کی پاپ برخلاف تصور خیلی ها واقعا تو جایگاه خوبی قرار داره و حتی گاهی این منو سورپرایز می کنه و ما خیلی کم این اهنگ ها و سبک های زیبا رو میشناسیم )

ادامه مطلب

طبقه بندی: اطلاعیه،

تاریخ : شنبه 30 خرداد 1394 | 04:57 ب.ظ | نویسنده : Yeganeh | نظرات
سلام بچه ها من بکیدم (یعنی برگشتم ) یعنی حسم الان مثل تاپ از برگشت بیگ بنگه شما هم همه v.i.p های منید (بله دیگه می گن دوری و دوستی ) (دلم براتون خیلی تنگ شده بود ) (منظورم بیشتر به شبح هایی که وبو بازدید می کنن و بدون هیچ اثری می رن اونایی هم که ادمن تو دلم جا دارن همه جا باخودم می برمشون دیگه دلتنگی نداره )
تو این مدت اتفاقات زیادی افتاد خیلی زیاد از کی پاپ که دیگه حرف نمی زنم که اصلا پوکیده ( از بس بکیده ) (ترجمه 1 : یعنی دلایل اصلی پوکیدن برگشتن یک عالم گروه مطرحه با همه ترجمه 2 : همه با هم بکیدن ) ( و مثل همیشه یک عالم دلایل فرعی دیگه هم کنارشه ) و در کل قاراشمیشیه که نگو ( نمی دونم قاراشمیش رو چه جوری می نویسن اخه تا الان موقعیتش پیش نیومده بود ) ولی خب اسم هیچ گروهی رو نمی برم چون خودتون می دونید و منم حوصلشو ندارم تازه این کام بک منه پس فقط خلاصه ای از روانی بازی نگار می گم در حادثه ای که قرار بود خون نگار رو توش بریزم
به حضورتون برسونم که من و مامانم و نگار رفتیم طب سوزنی ( بله حتما تا الان متوجه شدید نگار دممه و مثل کنه همه جا بهم چسبیده ) ( طب سوزنی ؟؟؟ بله این همه نتیجه علاقه شدید به شرق دوره ) و دو ساعتی بیشتر معطل بودیم که مامانم رفت تا موضوع رو پیگیری کنه در همون لحظه نگار شروع کرد به حرف زدن با زن میان سالی کنارش نشسته بود : شما دفعه ی اولتونه که اینجا می یاین یا قبلا اومدید ؟ باسه چی اومدید ؟ خانوم میان سال : اولین باره که میام باسه دیسک کمر و.......... اومدم  شنیدم خیلی کمک می کنه شما برایه چی اومدید ؟
نگار : ما هم دفعه ی اولمونه من که نه و به من اشاره کرد که کنارش نشسته بودم برایه این دوستم اومدیم ( حالا خوبه خودش بیشتر از همه اصرار داشت ) و همه چیز از اینجا شروع شد : این دوستم روانیه ( منو میگه ) تیک عصبی داره چند دوره هم دارو خورده ولی همشون موقتین و هر کاری کردیم خوب نشده
خانومه : منم خیلی دکتر رفتم چند ساله درگیرم ولی درمان نشده به خاطر درد ناخوداگاه دستمو تکون می دم دوستتم حتما خیلی درد داره نگار جام جواب داد : نه بابا این اصلا درد نداره عصبیه بیش تر وقت ها خودشم نمی فهمه چهار پنج ساله این مشکلو داره وضعش خیلی بده تیکش خیلی زیاده خوبم که نمی شه بعد شروع کرد به تکون دادن بدنش و تند تند پلک زدن و رفتن حرکت های نابهنجار رو به خانومه همش اینجوری می کنه یعنی فکم به زمین افتاده بود شوک شده بودم زبونم نمی چرخید نمی تونستم حرف بزنم فقط بهش نگاه می کردم  خانومه جوری نگام کرد که کلمه ی ترحم پیشش کم می یاره حالا نگار مگه ول کن : حالا می ترسم تا سوزنا رو ببینه غش کنه اخه خیلی از سوزن می ترسه خانومه : نه انشاءالله زود شفا پیدا می کنه نگارم که همش می گفت : انشاءالله انشاءالله براش دعا کنید یعنی می خواستم کلشو بکنم تو اون لحظه خونش حلال بود ولی من هیچ چیزی نگفتم به خاطر اینکه من با مرامم و جلویه بقیه دوستمو ضایع نمی کنم و بهش نمی گم روانی ( همه بدونید نگار روانیه ) دیگه هیچی خانومه چند دقیقه بعد پاشد رفت منم برگشتم بهش گفتم چرا همچین کاری کردی اونم لبخند زدو گفت انتقام کیسوپ رو گرفتم (یکی از شخصیتایه یکی از فیکام ) یعنی نمی دونم چرا تا الان نکشتمش یا حداقل چشماشو از کاسه در نیاوردم اخه مگه فقط همین بود من خیلی خلاصه گفتم اگه می خواستم همشو بگم 10 ساعتی طول می کشید با قصه ی بی نوایانی که این تعریف کرد هر بلایی سرش می اوردم حقش بود خودم مونده بودم از کجاش اینا رو در اورده بود دیگه فکر کنم زیاد حرف زدم  فقط اینکه
به خزعبلات نگار زیاد گوش ندید حالش خوب نیست نمی فهمه چی می گه باید زودتر برم ببینم نگار یک ساعت داره با گوشی من تو هال چیکار می کنه ( درست حدس زدید دوباره اینجا پلاسه ) و اینکه امیدوارم از داستان های قدیمی در حال انتشار و داستان های جدید خوشتون بیاد و لذت ببرید و قدر دوستایه سالمتون رو بودنید تتتتتتتمممممممممممممممممممممااااااااااااااااااااااااااامممممممممممممممممم

ادامه مطلب

طبقه بندی: اشنایی با نویسندگان/صندلی داغ/مصاحبه،

تاریخ : شنبه 30 خرداد 1394 | 03:50 ب.ظ | نویسنده : Yeganeh | نظرات
 سلام .خدا می دونه دارم این پستو در چه حالی تایپ می کنم من الان خونه ی یگانه ام و تنهام !

هیچی اقا یگانه گفت بیام خونه شون تنهاست منم رفتم بعد پدربزرگش (همساین ) اومده میگه مادربزرگش سکته زده !

بعدشم امبولانس اومد (بگزریم که چقدر خوشتیپ  بودن )(به چشم برادری) دیگه دوتا مرد مهربون اومدن گفتن قند مادربزگش خیلی افت کرده بقیشم دیگه یک کمدیی بود پدربزرگش که سنش بالا بود کلی هول شده بود اقایون گفتن بشینه ، مادربزرگشم هذیون می گفت یگانه ام که حتی بلد نبود آب قند درست کنه !( حالا هی اون وسط گیر داده بود باید اب گرم بریز یا سرد )

خلاصه اقاهه به من نگاه کرد و داشت به من توضیح می داد ( یگانه هنوز درگیر اب قنده بود !) منم هی سرم رو تکون می دادم خدارو شکر حال مادربزرگش بهتر شد و قرار شد برن بیمارستان حالا اب قنده بالاخره اماده شد مادربزرگش یکی دو قلوپ خورد یگانه هم بقیشوسر کشید (یگانه  روزه بود ) هیچی دیگه من اون وسط مونده بودم بخندم گریه کنم تو شک بودم

دیگه تا به خودم اومدم دیدم دارم بهشون کمک میکنم پدربزرگشون که واقعاگیج شده بود داشت از مادر و پدر یگانه و اشنایشون و اینا تعریف می کرد امبولاسیا باعجز به من نگاه می کردن که شما یک کاری کن این اقا نیاد ایشون حالش بده اخه فکر می کردن من خواهر یگانم .
منم وسایل مادربزرگ و جمع می کردم تا یگانه حاضر شه بماند به یگانه خانم دکتر می گفتن !( اخه اول که امبولانسیا اومدن یگانه گفت مادربزرگم سکته زده اون بدبختا هم گرخیدن بعد که دیدن قندشون پایینه نزدیک بود یگانه رو خفه کنن) حالا هی اون وسطم نظر می داد برای همین به من توضیح میدادن .یگانه اینا رفتن منم بعد از اینکه پدربزرگ رو اروم کردم (از اخر رفت بیمارستان )

تنها و شک زده و روزه توی خونه یگانه اینام .تازه فلشمم زدم به لب تاپش 3 تا ویروس گرفت (لب تاپ که نیست ویروس کده است
) نشستم پست اپ می کنم .قبلا این فیکو تایپ کرده بودم اما مجبور شدم فلشمو فرمت کنم ( ورد لب تاپ یگانه هم پوکید ) (تقصیر خودته ) در حالیکه شعر یگانه دختر دیوانه رو می خونم پس لطفا این داستان رو بخونید و حتما براش نظر بزارید .

موضوع متفاوت و قلم متفاوت و فضایی متفاوت داره کلهم متفاوته

اگه فیلم سینمایی بشه می ترکونه وبه نظرم جز داستانایی که باید قبل از مرگتون بخونید ( به طرزجالبی پند اموزه ) یک جورایی واژه فن فیک برای این داستان حق مطلبو ادا نمی کنه و بازم دستپخت یگانه است ( تو برو اول درست کردن اب قندو یاد بگیر )
 ومهم تر از همه از گروهیه که کم تر بهش پرداخته شده

Bo*y friend                                                   


24 ساعت عاشقی

ادامه مطلب

طبقه بندی: تک شاتی ها،
برچسب ها: boy friend،

تاریخ : شنبه 30 خرداد 1394 | 12:26 ب.ظ | نویسنده : Negar | نظرات
ما دیوبتتتت دادیم ببخشید منظورم come back بیده .



البته نا گفته نماند که big bang .exo .shinee .bts .ft island ,و .... هم کامبک دادن و گروهایی مثل 2pm mblaq و b1a4  هم میخوان تا یک ماه دیگه کامبک بدن از سولو ها نگم هیونگ سنگ و...
ا
icon هم ایشالله تابستون دیوبت بدن seventeen هم که دیگه رفتن دورگه های خارجی رو پیدا کردن گروه ساختن باور نمی کردم یک روز کره ای های چشم رنگی ببینم که دیدم دیگه متوسط سنیشونم که چی بگم والا





کل هم kpop سرش شلوغههه ما هم سرمون شلوغه

وحالا خبر مهم تر شوهرم برگشت باورنمی کنم فکر میکردم دیگه برنمی گرده (حالا هرکی ندونه من که میدونم سربازی غیر فعال رفته بود) خیلی خوشحالم البته یکم نگرانم از وقتی اومده کم تر توییت میکنه تو سربازی که بود از ازدواج سونگمین تا عکس بچگی اعضا رو اپ می کرد !



خب این چند وقت خیلی اتفاق افتاد واسه ی ما تازه داره کلاسامون شروع میشه ولی خوشبختانه یکسری از مشکلات حل شد و من این وسط حتی نزدیک بود انتی کی پاپ شم . اگه بگم برای دیدن عکس لیتوک و کیوهیون قبل از عمل نبود دروغ گفتم (کیوهیون که منو کشت کشف کردم بچه چرا خوش زبونه چشماش و شکمش یک طرف فکش یه طرف ) و باید عکسای شاینی قبل از دیوبت رو ببینین ادم نمی تونه ادعا کنه عملین اما دوران بلوغ انگار خیلی روشون تاثیر داشته (ابرو های کی و سیبلای اونیو که ) و بازم عکسای t.o.p و بنگ قبل از لاغری (سوری تاپ خدا وکیلی چند کیلو بودی ؟) خلاصه اینکه اینقدر عکسای خفنی دیدم اسم بدین شرح بدم !
عکسای خوبم داشتیم مثلا یگانه وقتی دید ته یانگ مدل موشو عوض کرده اشک توی چشماش حلقه زد !منم وقتی دیدم سونگری بالاخره موهاشو روشن (نقره ای ) کرده دست کمی از اون نداشتم و بازم هر چی نباشه من یک کی پاپ شیپرم و در هر حال دوسشون دارم (همه میدونن من عاشق سوجو و شاینی و بیگ بنگ به خصوص تاپم )ولی این خصوصیت واقع بینیم رو نمیشه نادیده گرفت (چقدر حرف  زدم)


اما فن فیکامون از گروه های جدید و قدیمی یک عالم داریم از هرکی که فکر کنی و وب قراره بترکونه و سعی میکنیم همه رو کامل بزاریم فیکایی که واقعا عالین و سبک متفاوتی دارن از بس خوبن جای تعریف ندارن (منم که اصلا تعریف نمی کنم )و بیاین از تابستان کمال استفاده (سو استفاده )رو ببریم

lets go like fireeeeeee


ادامه مطلب

طبقه بندی: اطلاعیه،

تاریخ : سه شنبه 26 خرداد 1394 | 11:57 ق.ظ | نویسنده : Negar | نظرات
سلام من باز اومدم (میدونم می خواین کلمو له کنید ) متاسفانه یک خبر بدم دارم . وب تا نزدیکای تیر  ماه معلقه (خونم حلال شد)



تا چشم روی هم بزارید ما اومدیم یک ماه زیادم نیست .(فقط 2678400 ثانیه ) که همین الان 10 ثانیش رفت .



میدونید واقعا در شرایط سختی هستیم من که همه چشما رومه ، وقت حموم رفتنم ندارم ( نه که در شرایط عادی خیلی حموم می رم ) این 12 اردیبهشت بیاد این انترنا دست ازسر کچل ما بردارن من یکم دور و برم خلوت شه تازه کارم در میاد .
این یگانه هم تو افق محوه بچم منم دست کمی ندارم میدونستم که موج فیل فیلی وبای کره ای در راهه ولی حدس نمی زدم تا اینقدر .اگه دقت کرده باشین قدیما وبا رو سرچ می کردیم فیلی بود الان برید سرچ کنید . همه نوشتن این وب در دسترس نیست یا حذف شده دیگه یک راست حذف میکنن نتونی دوباره وبو بزنی اونم اکثر وبای قدیمی و معرفو (نمی خوام اسمشونو این جا ببرم ) مخصوصا وبای فن فیکشن و داستانی رو .یگانه بچم هنگ کرده منم بودم هنگ می کردم .اون سریا هم که موندن فیکاشون از وب خارج کردن .حتی یک سری


خلاصه که یگانه در زمین و زمان معلق شده ولی هنوز به نوشتن ادامه میده . و حالا خبر های خوب ما قراره با دست پرررررررررر برگردیم .

1- یک فن فیک ترجمه ای محشر درخواستی توسط دوست خوبمون در وب قرار میگیره .(ته خندس )

2_فن فیکشن های ارزومو پس بده و ناخواسته کامل شدن و قراره تا اخر تیر ماه در وبمون بزاریمشون .(فکر کنم حتی زودتر)

3_یگانه یک عالم تک شات و چند شات اونم از گروه های جدید که قبلا به اونا زیاد پرداخته نشده (مثل VIXX .GOT 7 .b.i.gو..) نوشته کامل منتظر تا من تایپشون کنم .

4_قسمت های دیگر خواب عجیب و خاطرات جون . (یوهاهااا)

5_ یک فن فیکشن با ژانر تاریخی کمدی درام  نوشته خودم محشر (نثرش واقعا جدیده یکدفعه خیلی پیشرفت کردم) از یک گروه عالی (سورپرایزه نپرسی سوجو نیست) که بعد کامل شدن ناخواسته میاد .

6_مصاحبه و حقایق و ترول های بیش تر

 خلاصه می خوایم بترکونیممممم (خواهشا ما که نیستیم نظر بزارید  این تن بمیره ،جون تو نه اصلا جون یگانه )  باشد که پروانه از پیله در اید و تمام چشم ها را به خود خیره کند (باز من از خود جمله در کردم ) پسسسسسسسس فایتییییینگ و سارانگهه








طبقه بندی: اطلاعیه،

تاریخ : چهارشنبه 9 اردیبهشت 1394 | 04:17 ب.ظ | نویسنده : Negar | نظرات
دوباااااااااااااره سلاممممممممممممممممممم
این قسمت اول این فیکه ولی قبلش باید یک چیزایی بگم راستش اوهوم چیززه یک جورایی یک جوریه خب من عصبانی بودم و ناگهان در اوج خشم ایده این فیک به سرم زد(مردم عصبانین می رن ادم می کشن من می رم فن فیکشن می نویسم )(نتیجه اخلاقی : این فیک در همون حد ادم کشیه ) و اینکه بهتره بیشتر لو ندم و هرچی جلوتر می رید از خوندنش بیشتر لذت می برید
راستی مثل بیشتر اوقات نگار زحمت تایپ این فیکو می کشه ودستشم درد نکنه(یکم نوشابه واکنم)
(در هر صورت این فیک رو من نوشتم و واس ماس یعنی ماس ماست)
راستی نگار اصرار داره که این جمله رو بنویسم و می گه به فیک ربط داره و مثل همیشه از خودش در وکرده
 خودش هرگز نتونست پرواز کنه !
ولی خاکسترش به دل اسمان ها رفت.
توی سرنوشتش پرواز بود اما
بهایش را نمی دانست

حالا این جمله کی به ذهنش رسید وقتی که تو سیزده به در
که با هم رفته بودیم می خواستن فانوس پرواز بدن و فانوسه پرواز نکرد و به جاش تو اتیش سوختو خاکسترش تو هوا پرواز کرد و پخش شد !
حالا نکته جالب ترش اینه که من اونجا همچین جمله ای به ذهنم رسید ولی با ادبیات کمی متفاوت ولی از اون جاییکه خیلی دلسوزو مهربونم جمله نگاررو نوشتم (دله بچه کمی شاد شه )

باسه ی خوندن قسمت اول برید ادامه


ادامه مطلب

طبقه بندی: دارم دیوونه میشم لطفا دوستم داشته باش،
برچسب ها: سوپر جونیور،

تاریخ : شنبه 22 فروردین 1394 | 11:16 ب.ظ | نویسنده : Yeganeh | نظرات
من خودم چیز زیادی از این ترول نفهمیدم شما اگه فهمیدید بگین فقط چون عشقم تمین توش بود گذاشتمش






واقعا من حرفی ندارم به وی ای پی ها بگم (خودم سونگری شیپرم )






طبقه بندی: ترول کره ای،
برچسب ها: shinee، big bang، 2pm،

تاریخ : جمعه 21 فروردین 1394 | 01:17 ق.ظ | نویسنده : Negar | نظرات
سللللللللام خوبید ؟ چطورید؟ مامان اینا خوبن ؟ خالت خوب شد؟ راستی این قضیه همسایتون چی شد؟ (الکی ، مثلا ما با همه دوستیم ) (هاها مسخره هم خودتی ) باز دوباره از نصف شب گذشته مغزم امپر سوزونده
این نگارم که رفتم خونشون خیر سرم مهمونی  شب کنار هم بخوابیم گرفته مثل خرس خوابیده الان خواب هفت پادشاه  رو می بینه با هم رفتیم بیرون و چند قدم راه رفتیم خیلی خسته شد تا رسید خونه گرفت خوابید حتی لباساشم عوض نکرد هنوز مانتو و شلوار لی تنشه می رم بیدارش کنم هذیون می گه می گه ولم کنید خاموشش کنید و........ معلوم نیست داره خواب چی رو می بینه (یک بار خواب دید رن با یکی از بچه های کلاسمون ازدواج کرده o_O) فکر کنم باید برم تکونش بدم دهنش بازه بعضی شبا با دهن باز می خوابه و تا صبح ابشار نیاگارا از دهانش جاری می شه و همه بالشتو خیس می کنه ماشاالله می تونه اب یک دریاچه رو تامین کنه(ترجیحاً دریای خزر) تازه الان خوبه قبلنا که لوزش اذیتش می کرد شبا موقع خواب باید از دهن  نفس می کشید و چند بارم می خواست خفه بشه باسه همین تقصر خودش نیست الانم که بزرگ شده بعضی مواقع شبا با دهن نفس می کشه و در همین راستای بزرگی لوزه و سرماخوردگی همیشگی که داشت(بیچاره خیلو بود بچم) بعضی مواقع تو دماغی حرف می زد و صداش قوقولی می شد اوصولا بچگی خیلی باحال کیوت بود
خب فکر کنم بهتره یکم درباره ی داستان حرف بزنیم (وایستا ببینم اصلا موضوع چی بود ؟)
این داستان فضاش خاکستریه یعنی تقریبا خوب و بد نداره(شاید ذهنتون شما رو به سمت یک نتیجه گیری غلط بکشونه ولی اخر همه چیز معلوم می شه ) و وقتی من شروع به نوشتن این فیک کردم فوق العاده عصبانی بودم پس حوادث غیرمترقبه زیاد توش می افته(عقده ای ) فیک قشنگیه و یکمم خشنه (اوممم ، شاید یکم بیشتر از یکم )(چه جمله ای شد)باید بگم که علاوه بر سوجو شخصیت های دیگه ای هم مهمون هستن که سورپرایزن من از تمام شخصیتای نام برده شده تو فیک خوشم می اد و هیچ کشته مردگی باهاشون ندارم (اینو گفتم باسه این که می دونم وسطاش می زنین منو تیکه پاره می کنید) فقط کمی تنم می خاره و مرض دارم و دوست دارم هرکاری خواستم سر هرکی که خواستم دربیارم(نگید نگفتماا)  و فیک غمگینم هست (البته اگه اون وسط یک دفعه ای زدین زیر خنده تعجب نکنید اصلا نمی تونم جلوی خودمو بگیرم )و احساسات لطیفی داره که توی بازی بی رحم دنیا شکننده و نابود شدن و من اوصولا از پایان های خوب خوشم می یاد پس منتظر یک پایان خوب باشید داستان به حالت جالبی نقل شده و فضای عجیبی داره و تشبیهات و فضا سازی زیبایی توش به کار رفته در کل به نظرم کار خیلی قشنگیه و اگه نخونید از دستش می دید نگار که خیلی خوشش اومده
اسم این فیکم که بالا خوندید طولانیه حوصله ندارم تایپش کنم البته منو نگار برای این که اسمشو تکرار نکنیمو ویک جورایی مخففش کرده باشیم بهش می گیم بار و یک جورایی اسم دومش باره
طبق همیشه چند تا پوستر براش درست کردم که تو قسمت های دیگه پوسترای دیگشو می زارم ولی این پوستر به نظرم قشنگه
این شما و این (فرض کنید اینجا اسمشو نوشتمو و بلند باسه خودتون بخونیدش )(خستم می فهمید خسته)






اینجا کجاست؟همه جا تاریکه
چرا نمی تونه بفهمه ؟ شاید کوره ، شاید نمی تونه حرفامو بشنوه.
شایدم مشکل ازمنه و دارم تقاص پس می دم
تقاص گناه ، تقاص کارام شایدم تقاص هیچی
دیگه تحمل ندارم دارم نفس کم می یارم
فقط یک جمله دیگه می تونم بگم
دارم دیوونه می شم لطفا دوستم داشته باش






طبقه بندی: دارم دیوونه میشم لطفا دوستم داشته باش،
برچسب ها: سوپر جونیور،

تاریخ : جمعه 21 فروردین 1394 | 01:14 ق.ظ | نویسنده : Yeganeh | نظرات
سلاااااااااااااااممممممممم اینم  از قسمت اول ارزومو پس بده اگه بدونیین سر این پست چه بلاهایی سرمون اومد دلتون می سوزه و حتما می خونیدش (نگار گناه داره تو سختی تایپش کرد) اولاش یک جورایی از واقعیت سرچشمه گرفته مثل قضیه دارا و بیرون رفتنای تمین (تو برنامه weekly idol بهش اشاره شد) (اصولا دارا از خیلی ها خوشش می یاد منم ازش خوشم می یاد )(فکر نکنید این احساس من یک درصد به خاطر اینکه خواهر تاندره هاااا) امیدوارمم از خوندش لذت ببرید و لحظه ای خنده مهمون لبهاتون بشه (من الان این حرفو زدم )
منتظر حمایت های گرم شما هستم (ما به سردم راضییم ) و دیگه اینکه اخر هفته خوبی بگذرونید (مگه می ذارن چند دقیقه باسه خودمون خوش باشیم والا) منم کم کم باید برم هر ثانیه که بگذره احتمال خوردن پس گردنی از پدرم افزایش پیدا می کنه (جیغ مامانو فاکتور گرفتم) 






 ارزومو پس بده !((بده دیگه بهش گناه داره ))

ادامه مطلب

طبقه بندی: آرزومو پس بده،
برچسب ها: shinee،

تاریخ : چهارشنبه 19 فروردین 1394 | 09:27 ب.ظ | نویسنده : Yeganeh | نظرات
سلاممممم این قسمت اول این داستانه(هورررررراااا) ، خب مطمئن باشید هرچه قدر که بیشتر جلو می ریم داستان جذاب تر و پخته تر می شه و اتفاقات زیادی پیش رویه.

 اخطاراین یک فن فیکه و خب ادم توی فن فیک ازادی عمل زیادی داره و بعضی قسمت ها دیوونه واره (یک جورایی طنز عجیبی داره ) و همه مدل چیزی توش پیدا می شه (باید عاشقانه های مریمو بخونید ) (یا قسمتایی که نگار نوشته )(قسمت های من که دیگه نگووووو ) و سه نفره نوشته شده باسه همین باحاله (بازم دارم تاکید می کنم که هر چه قدر داستان جلوتر می ره قشنگ تر می شه و بهتره از دستش ندید ) (راستش خودمم فکر نمی کردم همچین چیزی بنویسیم )


راستی این قسمت ها رو نگار تایپ می کنه ولی با اسم من پس اگه غلط املایی داشت یا چرت و پرت گفت کار نگاره (یکم خل و بیسواده بچم )

نگار:هی خودت بیسوادی از خداتم باشه .خودت رفتی عشق و حال بعد متن داستانا رو من تایپ کنم .(حیف که می دونم دستش تو تایپ کنده مگرنه  )
شما هم به حرفاش گوش ندین خود درگیری داره (نه که من ندارم)

بازی عشق ،عشق بازی


ادامه مطلب

طبقه بندی: بازی عشق،عشق بازی،
برچسب ها: bts،

تاریخ : جمعه 14 فروردین 1394 | 09:05 ق.ظ | نویسنده : Yeganeh | نظرات
من فکر کنم پست کم میاریم ترول می ذاریم!

به شمارها یافت شده که قیافه سوپر جونیور شبیه به خود ترول بوده!



عکس پاینیش متعلق به فن فیکشن طلسم عشقه که واقعا قشنگ بود و توصیه می کنم که بخونینش .اون دو تا سیوون و سولین!



طبقه بندی: ترول کره ای،
برچسب ها: سوپر جونیور،

تاریخ : پنجشنبه 13 فروردین 1394 | 11:26 ب.ظ | نویسنده : Negar | نظرات
تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic